|
عشق, انتظار عاشقی است برای رسیدن به معشوق و عاشق منتظری است به معشوق رسیده
|
عشق ... ؟
نرم افزارها
برنامه و بازي موبايل
كليپ موبايل
لیست دانلودها
تماس باما
* در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد . لویی پاستور
* کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت . فردوسی * به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن . سعدی * زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است . آلدوس هاکلی * برای انسان تيره بخت، مرگ تخفيف در مجازات زندان زندگی است . الکساندر چيس * خـدايا تـو چگونه زيـسـتـن را به مـن بـياموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت . علی شریعتی * اگر مي خواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش زيرا آن شادي كه ما به ديگران مي دهيم به دل ما بر مي گردد . بتهوون * كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند.گوته * وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست. نيچه * مردم خودشان را با هر چيز خسته مي كنند٬ مگر با تفكر و انديشه . نيچه * آدم ها غالبا پیش از مرگشان میمیرند و کم اند آنها که هر دو مرگشان یکی است. دکتر شریعتی * حقیقت را باید آنجنان که هست شناخت نه آنچنان که می پسندند. دکتر شریعتی * زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت. دکتر شریعتی * سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند . شكسپير * بشر وقتي از اميد و رؤيا دور بماند ، مرده اي بيش نيست . سقراط * صورت شما كتابيست كه مردم مي توانند از آن چيز هاي عجيب بخوانند. شكسپیر * ما قادر نیستیم مشکلات را جز با حل کردن از میان برداریم. ام. اسکات پک * مردم خودشان را با هر چيز خسته مي كنند٬ مگر با تفكر و انديشه . نيچه * انديشه ها٬ روياها٬ آرزوها و اشك ها از ملازمان جدايي ناپذير عشقند . شكسپير * پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي. گاندي
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 10:2 توسط تنهای عاشق
یه برنامه خیلی جالب که ذهن شما رو می خونه !!!
باور نداری امتحان کن
+
نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 20:8 توسط تنهای عاشق
* اگر در كودكي خود را ادب كني در بزرگي از ان بهره مند مي شوي . * از كسالت وتنبلي بپرهيز بخشي از عمرت را براي اموزش قرار بده و با افراد لجوج گفتگو و جدل مكن . * به ان چه در دست مردم است چشم مدوز و با همه ي مردم با حسن خلق برخورد كن . * اگر در ميان مردم هستي زبان خود را حفظ كن . * هرگز خدا و مرگ را فراموش مكن اما احساني كه به مردم مي كني يا بدي كه ديگران در حق تو مي كنند فراموش كن .
+
نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 18:19 توسط تنهای عاشق
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ گريه كردم و نوشتم نازنينم يا تو يا مرگ به تو گفتم باورم كن ميون اين هم ديوار تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدا نگهدار بنويس مهلت موندن يه نفس بود سهم من از همه دنيا يه قفس بود بنويس كه خيلي وقت واسه تو گريه نكردم سر رو شونهات نذاشتم مثل دستات سرد سردم ( معين )
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 14:8 توسط تنهای عاشق
شب و یک روزن و یک لحظه رهایی بودن و رفتن و موندن و جدایی قفسی بی اب و دانه برای موندن و رهایی نفسی بی عشق و بونه برای گذر ز جایی چه کنم که بسته پایم نرود دلم زجایی چه کنم که عشق پاکت ندهد ره رهایی نکنم ز دل شکایت ز فراق این جدایی که دگر همه بدانند رسم عاشقی است جدایی
+
نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 9:32 توسط تنهای عاشق
سلام سلام به همه دوست هاي خوبي كه لطف دارند و به من سر ميزنند امروز تولد وبلاگمه امروزوبلاگم يك ساله شد به ياد اولين روز چند تا مطلبي رو كه اون روز گذاشتم تكرار ميكنم عشق ....؟؟؟؟ هر كي يه برداشت ازكلمه عشق داره يكي عشق به دوست داشتن و خاطر خواه كسي بودن تعبير مي كنه يكي عشق رو ديونگي مي دونه يكي عشق رو تو تنهايي ها و غم و غصه معشوق بودن مي بينه يكي عشق به بوسه از لب معشوق وناز يار و برق چشم هايش خلاصه ميكنه يكي عشق رو همون دوست داشتن مي دونه يه كمي بيشتر اما عشق ......؟؟؟ عشق
با چشم بسته معشوق ديدن و با چشم باز جاي خاليش
در پي معشوق دويدن و نرسيدن
در خواب با او و در بيداري در پي او
دل در پي او و جان فداي او
عشق
بي بهانه دوست داشتن
سر سپردن
مردن اگر راه وصال باشد
عشق
نا ديده رويش مست بودن
نا گفته شنيدن
عشق
گفتگو چشم ها با هم
عشق
با لب بسته سخن گفتن
عشق
هر لحظه عاشق بودن است و بس
* *** * *** * *** * *** *
ميگن خونه دل خيلي قشنگه
ميگن لايق هر كسي نيست
ميگن حتي خدا هم دل رو خونه خودش مي دونه
ميگن هر كسي رو تو اين خونه راه نمي دن
ميگن مي تونه خيلي بزرگ باشه
...
باور كن من پشت در رو هم قبول دارم ...!!!
+
نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 19:59 توسط تنهای عاشق
شب بود شب قشنگي بود نشسته بوديم پيرمردي ارام و قدم زنان به ما نزديك مي شد پيرمرد سلام كرد نشست سادگي وصداقت ومهربوني كه داشت رو مي شد ازهمون نگاه اول حس كرد بچه ها مي شناختنش اما من اولين بار بود كه مي ديدمش شروع كرد به صحبت كردن لهجه قشنگ اذري كه داشت بيشتر جذاب و دوست داشتنيش مي كرد هنوز جند كلمه اي صحبت نكرده بود كه من ديوانه وار مجذوبش شدم پيرمرد صحبت مي كرد و من مات ومبهوت نظاره گر بودم گفت جانبازجنگه شيميايي بود با اون ظاهر ساده ولهجه قشنگي كه داشت حرف هاش به دل مي نشست اعتقادهاي عجيبي داشت نگاهش به زندگي جور ديگه اي بودهمه چيز رو قشنگ مي ديد تو دنياي ما بود و دنيايش هزاربار زيبا تربود راستش بخواي بهش حسوديم شد مشخص بود اوضاع و احوال چندان خوبي نداره ( البته به نظر من ! )اما از زندگيش راضي بود خيلي راضي بود اون قدر كه من واقعا تعجب مي كردم هيچ وقت با ورم نمي شد هنوز ادم هايي با اين اعتقاد اين همه ارامش يه عالمه صفا و سادگي وجود داشته باشه ! با خودم گفتم كاش همه ادم هاي دنيا مثل اين پيرمرد بودند تازه فهميدم كه ما ادم ها چقدر از خودمون دور شديم ...
+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 17:58 توسط تنهای عاشق
به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم اسمون ها زير پام اگه با تو رو زمينم به خيالم كه تو با من يه هميشه اشنايي به خيالم كه تو با من ديگه ازهمه جدايي من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني "داريوش "
+
نوشته شده در شنبه 23 تیر1386ساعت 18:41 توسط تنهای عاشق
زمزمه های زیادی می اید بی انکه بدانم چیست ان جا بودم و انگار نبودم یک سر در گمی عجیب ساکت و ارام نشسته ام به چه فکر می کنم نمی دانم هر چه هست مبهم و بی معنی است باز تنها نمی دانم چرا حوصله حرف زدن ندارم حال ماندن هم ندارم کاش می شد ارام بود ارام ماند تا به جایی رسید به جایی که ... چرا با ید سکوت را شکست باید ارام ماند تا برای رفتن معنایی پیدا شود نه حتی برای سکوت هم دلیلی ندارم دوست دارم سکوت را ان طوری که هست بیان کنم اما ... حس عجیبی است کلافه ام خسته نمی دانم چه کنم حتی نمی دانی چرا می نویسم حسی می گوید بنویس از چی از کی گاه قدرت درک احساس خود را ندارم پس چه بگویم ...
+
نوشته شده در دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 14:8 توسط تنهای عاشق
امروز روز خوبی بود ....!! واسه دل خودم نوشتم * ******* * ******* * دروغ های دخترا * دوست دارم ( دوست داره مثل کفش و روسری هاش اگه خیلی دوست داشتنه بالا بزنه اندازه لوازم ارایش هاش ) * تو تنها پسری هستی که باهش دوستم ( به جز پسر عموها و پسر عمه ها و برادر دوستش و دوست برادر خواهر دوستش و ... ) * از پسرها بدم میاد اما تو با بقیه پسر ها فرق میکنی * تا اخرش با تو می مونم ( البته منظورش تا وقتیه که به دردش بخوری ) * اگه یه روز نبینمت دغ می کنم ( !!! این که از اصل مشکل داره ) * همیشه به یادتم * دیشب خوابت رو دیدم ( میخواد منظورش رو مثلا غیر مستقیم بگه ) * می خواد برام خواستگار بیاد ( مثلا غیر مستقیمه ! * یه پسره گیر داده همش مزاحمی به موبایلم زنگ میزنه ( یه نوع بازار گرمی ) * هر چی به موبایلت زنگ میزنم نمی گیره ! ( امان از دست از این شلوغی خط ها !!! ) اینم برای اعلام بی طرفی ( با این که دلم خیلی پره !) دروغ های پسرا * دوست دارم ( دوست داره چون نسبت به دوست دختر های دیگش جدیدتری نو که اومد به بازار ... ) * تو تنها دوست دختری هستی که دارم (!!... ؟ ) * با دختر های دیگه فرق میکنی ( اگه ... ) * تا اخرش با هاتم همه جوره ( همه جوره ؟ ) * تا اخرش به عشقت وفادار می مونم ( توضیح ندم بهتره قضاوت با خودتون ) * شرایطم درست شه میام خواستگاریت ! ( میاد خواستگاری اما تو خواب )
+
نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 18:30 توسط تنهای عاشق
عکس های بیشتر در ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 21:36 توسط تنهای عاشق
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست داشتن معنی نداره .. اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري پس یا دل کسی رو نشکون یا اگه دلت شکست انتقام نگیر * ** * به همه لبخند بزن اما با یه نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به یه نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال یه نفر باشه * ** * بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن هر کی یه نقشه واسشون میکشه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه تناسب اندام نداره! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن میگن زنگ زده به دوست پسرش... بیچاره تر پسرا خوشکل باشن زشت باشن چاق باشن لاغر باشن .... تا پول و ماشین و موبایل نداشته باشن همون بیچاره های بالا هم تحویلشون نمی گیرن !
+
نوشته شده در یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 21:0 توسط تنهای عاشق
سکوت ... و باز سکوت تنهایی کمی سر درد صدای موسیقی بازم فکر و خیال بازم به یادشم (( نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت تو سر نوشت )) تردید باز شک باز دودلی باز اشفتگی شاید همون باشه شاید ... شاید ... نه ....
+
نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 15:11 توسط تنهای عاشق
انتظار باز چشمانی حلقه به در پلکانی باز تپش قلبی بیشتر باز حسی خوب یا شایدم بد مرزی باریک که هر طرف چیزی غیر از ان سو است گاه زیبا گاهی بدترین گاهی زجر اور گاهی خسته کننده چرا ... ... ؟ منتظر ... عاشقی است که در ارزوی وصال می ماند و لذت می برد و لحظه وصال را با طعم انتظار تجربه می کند و گاه خسته ای است درمانده که بی عشق ونا امید در انتظار چیزی است که نمی داند ************* باز با تو و یادت بودم باز تنها و ساکت در سر سودای تو در دل غوغا پایم پیش نمی رود راه برگشت نیست دل می رود و تن نه اسیرم و تنها ازادم در بند بی تابم و خاموش غمی پنهان است که حصار می شکند نه حصاری نیست این زندان به وسعت همه دنیا ست و سستی خیال باز گرفتار تاریکی و دل خوش سیاهی باز سر خوش از ندیدن ای کاش ... ای کاش می شد ندید ************* بعضی وقت ها رنج تنهایی غم بی تو بودن یاد و خاطرات افسوس گذشته همه وهمه را به با تو بودن ترجیح میدهم گاه خاطراتت زیبا ترین چیز است اما بودنت به ان زیبایی نیست گاه نبودنت بزرگترین غم است اما بودنت را دوست ندارم در خیالم بزرگی ان قدر که می دانم نیستی بهترینی تا حدی که می دانم احمقانه است می بینم که نمی خواهم وهستی چه تضاد بی معنی است بی اساس و بی پایه چه کنم که دگر من نیستم انگار او می رود و من هیچم شاید ... ... شاید ان دیوانگی باشد که همه گویند
+
نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 16:30 توسط تنهای عاشق
سلام خوبی فرامرز منتظر وبلاگت هستم
+
نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 18:17 توسط تنهای عاشق